ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

72

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

در دورهء شاه عباس از پرتغاليها به غنيمت گرفته‌اند ( توپ مرواريد ) به معرض تماشا گذارده‌اند . توپها بخصوص مورد احترام بسيارند و براى جنايتكاران و متمردين جنبهء بست دارند و به هنگام تمرينهاى مفصل تيراندازى توپخانه به فرمان شاه به خارج شهر برده مىشوند . در همين ميدان هم از نيروهاى نامنظم ( - رديف ) رژه گرفته مىشود و آتش‌بازى و مسابقات عمومى در جشنهاى مهم نيز در همين‌جا برگذار مىگردد . براى اين منظور در آنجا مصطبهء بلندى است كه شاه و صاحب‌منصبان و سفرا روى آن به تماشا مىنشينند . در گوشهء جنبى ، برج كوچكى هم به چشم مىخورد كه شاه اغلب در آنجا با دوربين بدون اينكه كسى متوجهش باشد عابرين و تمرينهاى توپخانه را زير نظر مىگيرد . از دروازهء ديگرى كه مقابل آن قرار دارد و به عالىقاپى موسوم است پس از گذشتن از معبرى كه زاويه‌دار است به حياط اول ( كه باغ سلام نام دارد ، زيرا مراسم سلام بزرگ در آنجا انجام مىشود ) وارد مىشويم . فضاى وسيعى است با چنارهاى بلند تناور كه تالار سلام ، آن را به دو قسمت مساوى تقسيم مىكند . از اينجا از طريق دروازه‌اى ديگر به حياط دوم وارد مىشويم كه اقامتگاه خصوصى شاه است و به آن ديوان‌خانه مىگويند . جناح چپ اين حياط ساخته شده درحالىكه در وسط يك رديف خانه آن را به دو قسمت يا دو باغ تقسيم مىكند . در باغ قدامى قنات بزرگ شاه با قدرت تمام مىجوشد و ظاهر مىشود و سپس به كمك جويهائى آب آن به تمام باغ هدايت مىشود . در ميان باغ قدامى كوشك بزرگى است كه به آن كلاه فرنگى مىگويند ؛ و در آنجا ، يعنى در نقاره‌خانه ، حلول سال جديد جشن گرفته مىشود . در قسمت خلفى باغ نارنجستان ، حوض بزرگ و پرنده‌خانهء بزرگ قرار دارد . جناح چپ شمالى ، اتاقهاى زمستانى شاه و همچنين تالارى است كه ديوارهايش با آئينه‌هاى قدى پوشيده شده و در آن حوض بسيار زيباى مزينى است كار اروپا . در اين تالار تخت مجلل جواهرنشانى كه در آن زبرجد ، ياقوت و زمرد به كار رفته است قرار دارد . در جناح موازى ميانى اين اتاقها واقعند : خزينه ، تالار بزرگ پذيرائى ، گالرى نقاشى ، اسلحه‌خانه و تالار بزرگ جديد كه با نقوش زيباى هندسى ايرانى ، پرده‌هاى نقاشى و گچ‌بريهاى دل‌انگيز زينت يافته است . خزينه اتاق كوچكى است كه تمام اشياى قيمتى و جواهر ، در آنجا در قفسه‌هاى مستحكم نگاهدارى مىشود . از ميان الماسها در اينجا به قطعه‌اى برمىخوريم به نام درياى نور « 30 » ، آن را به صورت مسطح تراش داده‌اند و كاملا پاك است اما به علت نوع تراش خود چندان تلألؤ ندارد . من اغلب از ديدن آن به ياد تكه‌اى يخ مىافتادم ؛ شاه گاهى دستور مىدهد آن را در بازوبندى كار بگذارند ؛ از آن گذشته دسته و غلافهاى شمشير كه به الماس

--> ( 30 ) . در متن كتاب نوشته شده aaria nur كه ظاهرا بايد غلط چاپى و مراد از آن « درياى نور » باشد . - م .